خرید بک لینک
اینکه زمانی دور یا نزدیک بعد از اتمامِ این نوشته خودم بر اثر کرونا به سرنوشتِ نامعلومی مبتلا شوم هیچ نقشی در ردِ حتی غیرآماریِ -یعنی کمتر موثقِ- درستیِ این ادعا ندارد که کرونا، اگر نوسترآداموسوار در طالعِ اسکرینشاتِ دربردارندهي نسلِ ما از حرکتِ ط

برچسب: نویسنده: الینا صفری تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:34

چندوقتی میشود که عادتِ سرِ صبحیخواندنِ سرخطِ روزنامهها و سایتهای خبری را ترک کردهام و حالا هم مدتیست که کلاً عادتِ خواندنِ خبرهای ایران را از سرم انداختهام. بخوانم که چه بشود؟ ما از آن آدمهایی هستیم که بهراحتی از گوشهی بامی نمیپریم، اما

برچسب: نویسنده: الینا صفری تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:34

دو روزِ پیش که داشتم برنامههای اضافهی موبایلم را پاک میکردم، چشمم به تقویمِ شمسیِ قدیمی افتاد. بعد از مدتها روی آن کلیک کردم. نوشته بود بیست و سومِ شهریورماه است. در بخش مناسبتهایش هم نوشته بود: «مناسبت یا رویدادی برای این روز یافت نشد». چه تقو

برچسب: نویسنده: الینا صفری تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:34

تمام شد! آخرین دانشجوی باقیماندهام از ایران امروز دفاع کرد و آخرین حلقهی ارتباطیام با آن تاریکخانه هم قطع شد. پارسال، ساعتِ یازدهِ شبِ بیست و چهارمِ شهریورماهش، که دوازده تا رفت و برگشت از دفترِ کارم تا پارکینگ طول کشید تا همهی وسایلم را از منج

برچسب: نویسنده: الینا صفری تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:34

من خیلی از اوقات، که تعدادشان هم تابعی صعودی از زمان شده است، در دو موقعیتِ غائی حتی کلمهای هم نمیتوانم دربارهی "خودِ" آن موقعیت بنویسم: شادی و غمی که به حدِ اعلایش رسیده باشد! یعنی اگر بازهی صفر تا ده به مرکزیتِ پنجی را در نظر بگیریم که هر چه ا

برچسب: نویسنده: الینا صفری تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:34

فراوانی قحطی میآورَد، گاهی. آدم طلا را در یک اتاقِ خالی بهتر پیدا میکند تا در یک کاهدانِ زرد. نمیدانم اگر انگیزهی تقویتِ زبانهای دانمارکی و انگلیسی یا این ساختمانهای کتابخانههای افسانهایِ این شهر نبودند که وادارم به خواندنِ کتابهای غیرفارسی

برچسب: نویسنده: الینا صفری تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:34

این کولهپُشتی را - که نمیبینید - نُه سالِ پیش در همان هفتهی اولِ مهاجرتِ صُغری از اولین مغازهی کیففروشیِ سرِ راهم در شهرِ جدیدم گرفتم، چون کولهپُشتیِ مثلا" آدیداسِ اصلی که هفتهی آخرِ قبل از سفر خریده بودم، مثلِ اکثرِ چیزهای دیگرِ وطنِ سابق، ق

برچسب: نویسنده: الینا صفری تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:34

از وقتی که با دوستِ دانمارکیام تمرینهای هفتگیِ همنوازیهای سهتار و گیتار را شروع کردهایم و هر دو، برای درکِ فضای موسیقیاییِ سازِ آن یکی، مجبور شدهایم به دنیای موسیقیاییِ دیگری سَرَک بکشیم، هر قطعهی موسیقیِ هزاربارپِلیشدهی این سالها برایم مع

برچسب: نویسنده: الینا صفری تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:34

برای فاطمهام؛ همان الهامِ آلِ حسینیِ مَردُم! ... خانهی من با دریا کمتر از نیمساعت فاصله دارد. روبهروی دریا هم یک پارکِ شِبهِجنگلی است که تا حالا سهبار در آن گم شدهام. گمشدن تقصیرِ خودِ آدم است. هیچ نیرویی بیرون از آدمی نمیتواند مجبورش کن

برچسب: نویسنده: الینا صفری تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:34

عروسیِ عموی رضوان بود. نزدیکیهای عید. بیستویکسالِ پیش. همینروزها. رضوان ناخنهایش را بلند کرده بود تا برای عروسی لاک بزند. یادت هست که بلندکردنِ ناخنها در مدرسههای آن سالها چه جرمِ بزرگی بود؟ آنقدر که از ترسِ سایهی خیالیِ ناظم و آن مقنعهی

برچسب: نویسنده: الینا صفری تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 16:34

صفحه بندی